المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

866

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

1 - « السّارق و السارقة » خواه قائل شويم كه اسم جنس معرّف با الف و لام براى عموم باشد يا قائل نشويم ، در هر صورت مجمل و مبهم است و احتمال كلّ سارق و بعضى از آن داده مىشود ، و لكن از آنجا كه پيامبر خدا ( ص ) و امامان هدى ( عليه السّلام ) مبيّن و روشنگر احكام كلّى و عام هستند ، موارد و اشخاصى از آن خارج مىشوند : 1 ) اگر پدر از مال فرزند خود سرقت و دزدى كند ، 2 ) عبد و برده از مال مولاى خود ( دزدى ) كند . 3 ) آورندهء غنيمت جنگى از غنيمت . 4 ) شريك از مال مشترى كه خيال مىكند حقّ خود است ، و تمام مواردى كه داراى شبهه و شبهه‌ناك است ، دزدى در تمام اين موارد ، از آن حكم ، يعنى ، حكم قطع دست ، خارج شده‌اند . 2 - « فأقطعوا » : گاهى مراد از « قطع » بريدن ، بدون جدا كردن است ، مثل « بريت القلم فقطعت السكّين يدى » يعنى : « قلم يا مداد را تراشيدم و ناگهان چاقو و كارد دستم را بريد » . قطع در اينجا به معناى بريدن است نه جدا كردن و گاهى مراد از « قطع » علاوه بر بريدن ، « جدا كردن » هم است . پس قطع دو معنى دارد و براى هر دو قسم محتمل است ، لكن بيان شرعى ، حكم به ارادهء معنى دوّم مىكند كه عبارت از جدا كردن باشد . 3 - اجماع و اتّفاق قائم بر اين است كه فقط يك دست از دو دست دزد ، قطع مىشود . و اين هم محتمل است كه مراد « دست راست » باشد ، يا دست چپ ، چون بر هر يك از آن دو صدق مىكند . و لكن بيان شرعى اختصاص به دست راست دارد و آن را تعيين مىكند و اينكه چرا « ايديهما » را به صورت جمع گفت و « يديهما » را به صورت تثنيه نگفت ، براى اين است كه اشتباهى صورت نگيرد ، چون انسان بيش از دو دست ندارد ، مثل اين سخن خداى متعال كه مىفرمايد : « إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما « 1 » » ؛ اگر شما دو همسر پيامبر ما ، از كار خود توبه كنيد ، به نفع شماست ، زيرا دلهايتان از حق منحرف گشته است » . در اينجا « قلبكما » نگفته و آن را به صورت « قلوبكما » آورده است و روشن است كه پيش از دو نفر نبوده‌اند كه مراد « عايشه و حفصه » مىباشد .

--> ( 1 ) . سورهء تحريم ، آيهء 4 .